بهنام عبداللهی

شعرها
بهنام عبداللهی

شعرهایی که شما را می‌خوانند.
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Behnam_Abdollahi_P

آخرین مطالب

۳۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شاملو» ثبت شده است



آپاراتی کوچک
مهر تو را به دلم انداخت
تا تمام‌نشدنی‌ترین فیلم جهان
آغاز شود

و چه سخت است
ایفای نقش بازیگری
که تماشاگری بیش نیست

«بهنام عبداللهی»


۰ نظر ۰۹ مهر ۹۶ ، ۲۰:۲۹
بهنام عبدالهی

۰ نظر ۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۰:۰۹
بهنام عبدالهی

خاک عشق که بمیرد
دیگر مهم نیست جلوی راهت
سبز شوم یا زرد
به‌هرحال
مسئله‌ای پیش‌پا افتاده‌ام
که جز تو
زیر قدم‌های کسی
حل نمی‌شوم


«بهنام عبداللهی»

۰ نظر ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۴۴
بهنام عبدالهی
 زل می‌زنم به چشم زندگی
فریاد می‌زنم:
از مرگ نمی‌ترسم!

او خیره می‌شود به من
من خیره می‌شود به تو
تو خیره می‌شود به مرگ
مرگ خیره می‌شود به...

آه این فعل
از ابتدای شعر
مرده بود

«بهنام عبداللهی»
۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۲۸
بهنام عبدالهی

۰ نظر ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۵۰
بهنام عبدالهی


وقتی هر صبح با طلوع ماه
بی‌تابی شهر آغاز می‌شود
بهتر است بخوابی
و بیداری را خواب ببینی

اینکه چشمانت باز هستند
در سیاهی راهرویی بی‌انتها
هرچقدر بیش‌تر راه می‌روی،
بیش‌تری نمی‌رسی
بیداری نیست
بی‌خوابی است


«بهنام عبداللهی»

۰ نظر ۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۱۹
بهنام عبدالهی

تو را می‌خواهم

ای ناخواسته‌ترین

خواسته‌ی دنیا


«بهنام عبداللهی»

۲ نظر ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۹
بهنام عبدالهی

زنگ می‌زند
از بس که زنگ نمی‌خورد
و یک روز صدای غریبه‌ترین مرد زندگی‌ات
گوشی را اشغال می‌کند
و گوشت را
و گوشه گوشه‌ی ذهنت را

تقصیر کارمند اداره‌ی مخابرات نیست
هیچ مرد غریبه‌ای مقصر نیست

و پدرت
تنها کسی‌ست که می‌تواند
خط فکری تمام تلفن‌های جهانت را آزاد کند


«بهنام عبداللهی»

۰ نظر ۰۶ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۹
بهنام عبدالهی